خرید بک لینک

‍✍ دلنوشته ای در تَجلّیات

وَ فَرَّجَ عَنّا غَمَراتِ الکُروب

✍ دلنوشته ای در تَجلّیات  وَ فَرَّجَ عَنّا غَمَراتِ الکُروب

که گفته‌اند زندگی می‌دهد غمش...

غمش

نامش

راهش

یادش...

حدیث نفس است

حال دلم خراب بود

نشسته بودم گوشه غار تنهایی خودم

پناه برده بودم به کهفش که گفته‌اند

اَنْتَ کَهْفی حینَ تُعْیینِی الْمَذاهِبُ فی سَعَتِها

وَتَضیقُ بِیَ الاَْرْضُ بِرُحْبِها

وَ لَوْلا رَحْمَتُکَ لَکُنْتُ مِنَ الْهالِکینَ

و زمینی که هر روز روز بر من تنگ‌تر می‌شد...

محرم رسیده بود ولی هنوز حال دلم خوب نشده بود

خوب که نشده بود هیچ

هر روز هم درمانده‌تر می‌شدم که باید چه کرد ..؟

در کار دلم مانده بودم

آنقدر که باید بر احوال دلم گریه می‌کردم

و می‌کردم...

حوصله حضور در هیچ جمعی را نداشتم

اعصاب نشستن در هیئت و تحمل مراسم را که دیگر هیچ

منی که سال‌ها هیئت به هیئت می‌چرخیدم و روحم پرواز می‌کرد با روضه‌ها، حالا زمینگیر شده بودم

و اگر نبود همراهی #زوجتي_المجاهدة شاید شب‌های محرم را هم در خانه می‌نشستم

به هر سختی که بود خودم را می‌رساندم به ایستگاه‌های صلواتی و موکب‌ها

تا نور بخورم و‌ نور بیاشامم، شاید که فرجی شود!

امّا

غمی در دل

و بغضی در گلو

و...

صبح عاشورا بعد نماز نشسته بودم

رو به قبله

ذکر می‌گفتم

استغاثه می‌کردم

قلبم را زنده کن

متحیّر

که چه باید کرد در روز عاشورا با این حال خراب دل

نه روحیه‌ای

نه شوقی

نه نشاطی

شرمنده‌ی خودم شده بودم که کار به اینجا رسیده

که صدای مهدی رسولی از تلویزیون بلند شد:

باید رفت!

باید دنبالِ پرچمت تا ابد رفت…

باید موند!

باید پای این روضه ها تا ابد موند…

یه عده پای حق که میرسه فراری و یه عده پای حق که میرسه فداییند…

چه کعبه رفته‌ها که حاجی هم نمیشن و چه کربلا نرفته‌ها که کربلاییند!

سفر به خیر، جوونی که شدی عاقبت به خیر…

سفر به خیر، به مقصدت رسیدی مثل زهیر

سفر به خیر

مبداء هیئت و مقصد کربلا

اشهد یا حسین، مشهد کربلا…

کربلا و کربلا و کربلا…

باید خوند

باید از تو و راه تو تا ابد خوند

باید گفت

باید از قیامِت آقا تا ابد گفت

یه عده دست و پا زدن که کربلا نرن!

یه عده دست و پا دادن تو راه کربلا...

ان‌شاءالله روز واقعه بهونه‌گیر نشیم

ان‌شاءالله جا نمونیم از سپاهِ کربلا

زیارته مسیری که آغازش شهادته

شهادته، شهادتی که پای ولایته

لیاقته لیاقته لیاقته…

شیعه سینه زن

شیعه سینه چاک

ذکرم یا حسین

حتی زیر خاک

یا حسین و یا حسین و یا حسین

...

بِذِكْرِكَ عاشَ قَلْبي محقق شد

زندگی داد

و زنده شدم

وَ بِكُمْ أَخْرَجَنَا اللَّهُ مِنَ الذُّلِّ وَ فَرَّجَ عَنَّا غَمَرَاتِ الْكُرُوبِ وَ أَنْقَذَنَا مِنْ شَفَا جُرُفِ الْهَلَكَاتِ وَ مِنَ النَّارِ

#و_دیگر_هیچ

پی‌نوشت‌ها:

۱. اَنْتَ کَهْفی حینَ تُعْیینِی الْمَذاهِبُ فی سَعَتِها وَتَضیقُ بِیَ الاَْرْضُ بِرُحْبِها وَلَوْلا رَحْمَتُکَ لَکُنْتُ مِنَ الْهالِکینَ

تویی پناه من هنگامی که درمانده‌ام کنند راه‌ها با همه وسعتی که دارند و زمین بر من تنگ گیرد با همه پهناوریش و اگر نبود رحمت تو بـطور حتم من هلاک شده بودم.

دعای عرفه امام حسین علیه السلام

۲. بِذِکْرِکَ عَاشَ قَلْبِی

به ياد تو دلم زنده است

دعای ابو حمزه ثمالی

۳. وَ بِكُمْ أَخْرَجَنَا اللَّهُ مِنَ الذُّلِّ وَ فَرَّجَ عَنَّا غَمَرَاتِ الْكُرُوبِ وَ أَنْقَذَنَا مِنْ شَفَا جُرُفِ الْهَلَكَاتِ وَ مِنَ النَّارِ

به واسطه شما خداوند ما را از خوارى، بيرون آورد و شدّت گرفتارى را از ما برداشت و ما را از آستانه پرتگاه هلاكت و آتش دوزخ، نجات داد.

زیارت جامعه کبیره

برچسب: نویسنده: حامد موسوی‌پور تاريخ: دوشنبه 9 شهريور 1405 ساعت: 6:55

صفحه بندی